السيد ابن طاووس ( مترجم : بخشايشي )
159
اللهوف في قتلى الطفوف ( فارسي )
پس از آن سپاهيان با سرعت تمام براي غارت أموال فرزندان پيغمبر ونور ديدگان فاطمه زهرا ( س ) به سوى خيمه ها رفتند ، به طورى كه چادر از سر زنها مىربودند . دختران پيغمبر از خيام حرم ، بيرون آمدند وصدا به گريه بلند نمودند ودر فراق حاميان وسرپرستان خود ندبه كردند . حميد بن مسلم روايت مىكند : زنى از طايفه بنى بكر بن وائل با شوهرش در سپاه عمر بن سعد بود ، چون ديد لشكر به زنها وخيمه هاى حسين ( ع ) حمله كرده اند وبه غارت مشغولند ، شمشيرى به دست گرفت وبه سوى خيمه ها آمد وگفت : " اى طايفه بكر بن وائل آيا از غيرت ومردانگى است كه شما حضور داشته باشيد ولباسهاى دختران پيغمبر را غارت كنند ؟ " سپس شمشيرى بدست گرفت وفرياد زد : " لا حكم الا لله يا لثارات رسول الله " سپس شوهر آن زن آمد ودست أو را گرفت وبه خيمه ها برگردانيد . راوي مىگويد : پس از غارت خيمه ها ، آنها را آتش زدند وخواتين مكرمات ، با سر وپاى برهنه ، در حالي كه لباسهاى ايشان را ربوده بودند ، از خيمه ها بيرون ريختند وصدا به شيون وگريه بلند نمودند ودر حالي كه با خوارى به اسيرى مىرفتند ، به لشكريان كوفه مىگفتند : " شما را به حق خداوند قسم مىدهيم كه ما را بر كشته حسين ( ع ) عبور دهيد . " چون به قتلگاه رسيدند ونگاهشان به كشتگان افتاد ، فرياد كشيدند وسيلى به سر وصورت خويش زدند . زينب ( س ) ونعش برادر راوي مىگويد : به خدا قسم هرگز فراموش نمىكنم زينب دختر علي ( ع ) را كه بر برادرش حسين ( ع ) ندبه وناله مىكرد وبا صداى اندوهناك ودلى پر غم فرياد مىزد : " اى محمد ! اى جد بزرگوار كه درود فرشتگان همواره بر تو باد ! اين حسين توست كه در خون خود غلتان است واعضايش از يكديگر جدا شده است واينان دختران تو هستند كه أسير شده اند . از اين ستمها به خداوند وبه محمد مصطفى ( ص ) وبه على مرتضى ( ع ) وبه فاطمه ( س ) وبه حمزه سيد الشهداء شكايت مىكنم .